السيد مرتضى العسكري
270
عقائد الإسلام من القرآن الكريم ( عقائد اسلام در قرآن كريم ) ( فارسى )
چون زن اوريا شنيد كه شوهرش اوريا مرده است براى شوهر خود ماتم گرفت * و چون ايّام ماتم گذشت داود فرستاده او را به خانهء خود آورد و او زن وى شد و برايش پسرى زاييد امّا كارى كه داود كرده بود در نظر خداوند ناپسند آمد * باب دوازدهم و خداوند ناتان را نزد داود فرستاد و نزد وى آمده او را گفت كه در شهرى دو مرد بودند يكى دولتمند و ديگرى فقير * و دولتمند را گوسفند و گاو بىنهايت بسيار بود * و فقير را جز يك ماده برهء كوچك نبود كه آن را خريده و پرورش داده همراه وى و پسرانش بزرگ مىشد از خوراك وى مىخورد و از كاسهء او مىنوشيد و در آغوشش مىخوابيد و برايش مثل دختر مىبود * و مسافرى نزد آن مرد دولتمند آمد و او را حيف آمد كه از گوسفندان و گاوان خود بگيرد تا به جهت مسافرى كه نزد وى آمده بود مهيّا سازد و برهء آن مرد فقير را گرفته براى آن مرد كه نزد وى آمده بود مهيّا ساخت * آنگاه خشم داود بر آن شخص افروخته شده به ناتان گفت به حيات خداوند قسم كسى كه اين كار را كرده است مستوجب قتل است * و چون كه اين كار را كرده است و هيچ ترحّم ننموده بره را چهار چندان بايد رد كند * ناتان به داود گفت آن مرد تو هستى و يهوه خداى اسرائيل چنين مىگويد من تو را بر اسرائيل به پادشاهى مسح نمودم و من تو را از دست شاؤل رهايى دادم * و خانهء آقاى تو را به تو دادم و زنان آقاى تو را به آغوش تو و خاندان اسرائيل و يهودا را به تو عطا كردم و اگر اين كم مىبود چنين و چنان براى تو مزيد مىكردم * پس چرا كلام خداوند را خوار نموده در نظر وى عمل بد بجا آوردى و